خرید بک لینک
انسانهایی هستند که دیوار بلندت را می بینند ولی به دنبال همان یک آجر لق میان دیوارت هستند که تو را فرو بریزند ........ تا تو را انکار کنند....... تا از رویت رد شوند . مراقب همه اینها باش ، دست روزگار

برچسب: نویسنده: آرتین طاهری تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 17:03

به نظرت چند سال شد عزيزدلم!؟!؟!؟! چي!؟!؟!؟! چند سال!؟!؟؟؟ ١سال!!!؟!!!! نوچ ٢سال!؟!؟!! نخير ٣سال!؟!؟؟؟؟؟! بيشتر دقت كن ٤سال!؟!؟!؟؟؟ دارم ازت نااميد ميشمااا ٥سال!؟!؟؟؟!؟ نه ٦سال!؟!؟؟؟؟؟؟ اره، افرين ما

برچسب: نویسنده: آرتین طاهری تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 17:03

ادامه نمدونم ديگه براي كيه، فاميل كه كسي نمياد اينجا..... خونه مادربزرگمم ديگه تا باشت و كي عمليش كني فسقلي فرنازيم هست!؟؟؟؟؟ ************پنكه و كولر!؟!؟!؟! الان!؟؟؟!؟ خانومي فك كنم روزشم سرده اينجا،

برچسب: نویسنده: آرتین طاهری تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 17:03

ادامهايييييييش داره!؟!؟!؟؟!!؟ چي رو ميسوزونم!؟!؟؟!!؟! ************فسقلي مامان جون هنوز ولت نكرده!؟!؟!!!؟؟ بيا پسته تازه اوردم بخوريم ***********ببينم فسقليم اصلا خونست!؟!؟!! **********يني اون هيجانات

برچسب: نویسنده: آرتین طاهری تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 17:03

دوري و دوري و دور آنقدر دور كه حتي دستانم هم از رسيدن به تو قاصرند. انقدر دور كه حتي صداي فريادهايم را هم بادهاي موسمي به گوشت نميتوانند برسانند. انقدر دور كه حتي باران هم نميتواند اشكهاي روي گونه

برچسب: نویسنده: آرتین طاهری تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 17:03

خيلي مراقب باشيم ممكنه خيلي زود، دير بشه. خيلي دير بشه براي گفتن يه كلمه خيلي دير بشه براي گفتن يه جمله خيلي دير بشه براي گفتن حرفاي دلمون خيلي دير بشه براي دوست داشتن براي دوست داشته شدن خيلي دير بش

برچسب: نویسنده: آرتین طاهری تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 17:03

دلم برایِ آدم هایِ مهربان ،میگیرد . آدم هایِ اصیلی که برایِ دنیایِ ما بیش از اندازه خوبند ! کسانی که هرگز نخواسته اند ، بد باشند ، و نمی توانند هیچ جوره همرنگِ این جماعت شوند . این روزها ولی این یکرن

برچسب: نویسنده: آرتین طاهری تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 17:03

تو گوش كن اره با خودتم خوده خودت. خانوممي زندگيمي همه كسمي تا دنيا دنياست وره دل خودم ميموني چه بخواي و چه نخواي. بخواي كه عاليه نخواي هم ميام و از خونه بابات ورت ميدارم و ميبرمت خونه ي خودمون. تو خو

برچسب: نویسنده: آرتین طاهری تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 17:03

هيچوقت فراموش نمكنم، وقتي هيچكس نبود، كي پام وايساد

برچسب: نویسنده: آرتین طاهری تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 17:03

اولا : دوست دارم

دوما : اولا

برچسب: نویسنده: آرتین طاهری تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 17:03

اي تمام خواهشم

ساحل ارامشم

موج موهايت

ببين

طوفاني ام كرد

برچسب: نویسنده: آرتین طاهری تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 17:03

ادامهچرا، سرش فقط اسيب ديده و بخيه خورده بالاي چشاش چشمات بي بلا پس خوش گذشته، ايشالا هميشه شاد باشي كنار خانواده الهي نتم يازده و پنجاه و نه تموم ميشه، نيستي!؟!؟! ***************اوهوم خوشومدي *******

برچسب: نویسنده: آرتین طاهری تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 17:03

ادامهاوهوم، تلمون خوب تايمي كار كرد صبح كلاس داره فرنازيم!؟!؟!! *************حالا نمخواد همين الان بفرستي كه نصف شبي فردا ميگم برام بفرستي بخاطر اين پرسيدم كه اگه زود كلاس داري و خسته اي بخوابيم تا اس

برچسب: نویسنده: آرتین طاهری تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 17:03

ادامهاينجا رو باز كرد بلاخره خدا كنه بياي اينجا و سر بزني فرنازم دلم برات يذره شده نتتون وصله اونجا!؟!؟! ديروز كه كلااينجا تعطيل بود امروزم هيچ سايتي باز نميشه جز بانكا و ديوار و اسنپ بلاگفا و سايت جد

برچسب: نویسنده: آرتین طاهری تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 17:03

ادامههيچي نمتوني بگي چون كارت عاليه ***********خدا نكنه عزيزدلم من بايد فداي يكي يدونم بشم *************مسخرم ميكني وروجك!؟!؟!؟ *************چمدونم صبح زود ميخواي بري دانشگاه!؟!؟؟ *************ديوونه

برچسب: نویسنده: آرتین طاهری تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 17:03

صفحه بندی